گفتگو زن وشوهر ايراني در آخر ماه
می 31, 2008
زن : عزيزم ميشه 300 هزار تومان بهم بدي لازم دارم
مرد : آخه عزيزم من كه تازه 50 هزار تومان بهت دادم
زن : حالا خوب 300 تومان ديكه لازم دارم
مرد : ببين عزيزم من 500 هزار تومان حقوق ميگيرم خب ؛ 200 هزار تومان كرابه دادم – 50 هزار تومان هم كه دادم به تو – 100 هزار تومان هم كه قسط بانك رو دادم – 50 تومان هم كه براي مهموني خرج شد – 40 تومان هم كه رفتيم فروشگاه با هم چيزي خريديم – 50 هزار توامن هم دادم براي قبض آب و برق و تلفن گاز – عوارض و ….- 10 هزار تومان هم كه دادم به تاكسي ديگه چيزي برامون نمونده
زن : ها فكر كردي من گول ميخورم پس 20 هزار تومان ديگه رو چي كار كردي(جا نيفتاده)
مرد : خانم جان من500 هزار تومان حقوق ميگيرم خب ؛ 200 هزار تومان كرابه دادم – خب – 50 هزار تومان هم كه دادم به تو – خب – 100 هزار تومان هم كه قسط بانك رو دادم –خب – 50 تومان هم كه براي مهموني خرج شد – خب – 40 تومان هم كه رفتيم فروشگاه با هم چيزي خريديم – 50 هزار تومان هم دادم براي قبض آب و برق و تلفن گاز – عوارض و ….- 10 هزار تومان هم كه دادم به تاكسي حالا فهميدي؟
زن بعد از كلي حساب كتاب متوجه ميشه همه اينها شد 500 هزار تومان ميگه : من كاري به حساب كتاباي تو ندارم من 300 هزار تومان پول ميخوام
مرد : آخه از كجا بيارم ؟
زن با گريه(ترفند هميشگي) : تو حنما يك زن ديگه داري ميري همه پولهات رو براي او خرج ميكني تو از اول هم من رو دوست نداشتي و ……
مرد : خب حالا گريه نكن سعي ميكنم برم برات از يكي قرض كنم . من براي تو هر كاري ميكنم
زن هنوز هم غرق در اشك است اما در فكرش خوشحال است كه مرد را گول زده
مرد هم در فكر اين است كه 300 توماني را كه ذخيره كرده بود و قرار بود براي زن ديگرش هديه بخرد را به او بدهد.حالا خدا كريمه…….
Entry Filed under: گوناگون. برچسبها: گفتگو, ايران, زن, شوهر.


Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed